
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ذکر خداست روشنی جان مهـر و ماه ذکر خـداست راز شب و جلـوۀ پگـاه ذکر خـداست چـشمۀ جـوشان زندگی بی ذکر او نروید از این خاکدان گیاه چون کشتی شناورِ در عـشق، کائنات با ذکـر او روانه بدان کوی و بارگـاه ذکر خدا شبـیه به پـیـری سـپـید مـوی دیده شدهست پیش روی مـرشدان راه ذکر خـدا شـبـیـه جـوانی سـیـاه چـشـم با انــبــیـا مـشـاهـده گـردیـده گـاه گـاه او بوده است مونس یونس به بطن حوت او بوده است همدم یوسف به قعر چاه او شد برای حضرت موسای ما مراد او شد به طیب مـولد عیسای ما گـواه ذکر خـدا حجاب مـقـامات فـاطمهست آئـیـنـهای کـه راه نـدارد بـه آن نـگـاه ذکر خدا کسیست که خـتم پـیـمـبران میآورد بـه سـایـۀ شـمـشـیـر او پـنـاه کفرم مبین که قـبلۀ سیّار ما کسیست کو کعبه داشت در قدمش شأن زادگاه خلقی بشر گـرفـته عـلی را به جاهلی جمعی خدا گرفته عـلی را به اشـتـباه او در پی هدایت مردم به صف کشید از معـجـزات لشکـر و از اولـیا سـپاه اُمّت مگو که این فقط از کور ممکن است بیراهه را سه بار گـزیدن به شاهراه از اشـتـیـاق دیـدن ایــوان و گـنـبـدش افتاده است از سر هـفت آسـمان کلاه جایی که هست روی من از بخششش سپید جایی که شمس میدمد از جلوهاش سیاه در محضرش یکی شده اظهار شعر و شرم آنجا کـه کـوه فـضل نـدارد نمـودِ کـاه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
زبان مبهوت و قاصر از بیان نام و عنوانش خرد در باء بسم الله شد طفـل دبـستانش چنان در حیرتم از خیل القابش! نمیدانم بخوانم شیر یزدان یا بخوانم شاه مردانش هُوَ الاول بخوانم حضرتش را؟ یا هُوَ الاخر؟ عجب شأنی! امام المتقین خواندهست قرآنش ولادتگاه او کعـبه، شهادتگاه او مسجد روا باشد بخوانم خانهزادِ رب سبحـانش علیٌ معدنُ الحکمه، قـسیمُ الـنار و الجَنه بَدا بر حال آنـان که رها کردند دامـانش علی صدیق الأکبر بود قبل از خلقت عالم بگو بیهوده میکوشند! نتوان کرد کتمانش اگر ممسوس فی ذات خدا شد، علتی دارد نمیگیرد پَر کاه از دهان مـور وجدانش نشانی خواستی از او بجویی خاطرت باشد «عدالت» نام میدانش، «شرف» نام خیابانش به انصاف یدالهی ترازو دار عدلست او گدا و شاه را همرتبه میبینی به دیوانش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
گـفـتـیـم اول از عـلی و آخـر از عـلی پُـر شد ورق ورق ورقِ دفتر از علی با خـلـقـتـش چکـامـۀ خلـقـت تـمام شد دیـگـر نـیـافـریـد خـدا بـهـتـر از عـلی یک قطرهاش به عمرِ زمین و زمان رسید سیراب میشود عطشِ محشر از علی از عرشِ ابرهای لبش وحی میچکـید در بـارشِ تـلاوتِ پـیـغـمـبـر از عـلی نهجالبلاغه نقـطـۀ عـطـف خـطابه شد قـیـمـت گـرفـت آبـروی منـبر از علی از خاک رفت بر درِ افلاکـیان نشست تا بال و پر گرفت، درِ خـیـبر از علی پا روی حقّ مورچگان هم نمیگذاشت حـتی خـیالِ ظـلـم نمیزد سر از عـلی در روزگارِ بـردهفـروشـان نمیخـرید جز آبـروی نـوکـریاش قـنبر از علی حیّ عـلیَ الصلـوة، زمان گدایی است حیّ عـلیٰ گـرفـتـنِ انـگـشـتر از عـلی از یا حسینِ حل شده در اشکهای آب سیراب میشویم، چنان کـوثر از علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
مگر مولا بپرسد از کرم حال موالی را که غیر از او نمیگیرد کسی دستان خالی را کسی جز او نمیگیرد سراغ دردمندان را کسی جز او نمیفهمد چنین افسردهحالی را اگر دست کرم را وا کند، انگشتر لطفش گشاید بر خـلایق باب فضل لایـزالی را نگاه مهر او بارانی از جود و کرم دارد ببارد گر به ما، پایان دهد این خشکسالی را نمیگنجد مضامینش به شعر شاعران، آری صفاتش برده بیرون از تصورها تعالی را علی علم است، یا حلم است، یا فضل است، یا عدل است چه تمثیلی سزاوار آید این حد، بیمثالی را ولی و والی و والا، علی و عالی و اعلا که دارد غیر مولا اینچنین اوصاف عالی را؟ علی حق است حقی آنچنان واضح، که خورشیدش فروزان کرده مثل روز، روشن این حوالی را میان صحن، رو در روی ایوان از علی گفتن خدا از ما نگیرد لطف این نازکخیالی را به وقت مرگ چون میآید او، خوش باد جان دادن بیا ای مرگ و از ما بر نگیر این نیکفالی را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
اگرچه شأن علی «کُلَّ شَیءٍ أحصَینا»ست ولی فـضائـل او غـیر قـابـل احصاست به قلب سورۀ یـاسـین، علی امام مـبـین به بطن سورۀ طاها، علی امام هـداست عـلـی تـبـلـور رحـمـت بـه بـاء بـسمالله ولی به باء بـرائت شـرار قهـر خداست به «اَلّذِی خَـلَقَ المَـوتَ وَ الحَـیاة» قسم علی به مُلک خداوند «أَحسَنُ عَمَلا»ست علی حـیات «مِنَ الماءِ کُلَّ شَیءٍ حَیّ» علیست ماء معینی که عین آب بقاست علیست حصن حصینی که آیةالکرسی علیست حبل متینی که عروةالوثقیست عـلـی فـروغ حـرا، یـار غـار پیـغـمـبر علی به چشم محـمد، چراغ اوحـیناست علی کسیست که از کودکی قیامت کرد به پاس حرمت پـیر پیـمـبران برخاست عـلـی هرآنچه نـبی دید، دیـده از آغـاز شنیدههای نبی را شنید بی کـم و کاست عــلـی اُذُن، «اُذُنٌ وَاعِـیــة»، بِــاِذنِ الله علی، سمیع علیم و علی سمیع دعاست عــلـی پـدر، پــدر مـهـربـان ایـن امـت علی حـقـیقت «بـِالـوالِدَینِ اِحسانا»ست علی به قـاطـبـۀ خلق، «حـجـةالله»ست ولی برای علی، حجت خـدا زهـراست قیامت از عـطش دیدن علی غـوغاست به عشق ساقی کوثر چه محشری برپاست فقـط عـلیست عـلمدار حـمد در محشر فقط علیست که در حشر پرچمش بالاست عـلـی به « إِنَّ إِلَـیـنـَا إِیـابَـهـُم»، مـلـجـأ به «ثُـمَّ إِنَّ عَـلـَینَا حِسَابَهُـم»، مـأواست علی که هـیچکجا رد نـکـرده سـائـل را علی که بر سر خوان کرامتش دنیاست خـدا کـنـد که مرا از صـراط رد سازد «هزار نکتۀ باریکتر ز مو اینجاست» بهشت، منزل «طُوبَىٰ لَهُم وَ حُسنُ مَآب» بهشت، محـفـل ذکـر فـضـائل مولاست عـلیست نــور خـدا، نـور دیـدۀ احـمـد علیست چشم خدا، نور چشم او زهراست به حُسن او چه بگویم؟ که او اَباالحَسن است همه وجـود حَـسن از کـرامت بـابـاست مـریـد غـیـرت و ایـثـار اوسـت ثـارالله شهید غـربت این مرد، سیدالـشهـداست به کـربـلا بـرکـات از ابـوتـراب رسـید به یُمن اوست که در تربت حسین شفاست عـلی تـهـجـد زیـنالـعـبـاد در مـحـراب علی صحـیـفۀ سجـاد در مقـام دعـاست علیست باقر علم و علیست صادق وعد علیست کاظم غیظ و علی امام رضاست عــلـی جــواد امـامــان و هـــادی امـت به سایۀ نجـفـش، کاظمین و سامـراست خدا دوباره حسن بر عـلی کرامت کرد حسن که عسکر او جن و اِنس و اَرض و سماست بیا به مسجد سهله که بیت مهدی اوست بـیا که خـانـۀ امیـد اهـلبیت ایـنجـاست علیست آینۀ «هَـل أَتَىٰ عَـلَى الإِنسان» چه آیـنه؟ که در او جـلـوۀ خدا پیداست نبی به اذن خـدا «دَاعِـیـاً إِلَى الله» است نبی سراج منیر و علی صراط خداست عـلیست «حُجَّـةٌ الْبَـالِـغَـه»، یقـین دارم خدا گـواه که نهجالبلاغه خود گویاست علی دویست تجلی به جُرج جُرداق است علی عـنایت بیحد به مکتب عـیساست عـلـی مـجـادلـهاش «اَلّـتِی هِیَ أَحْـسَن» علی مباهلهاش نیز، «دَعوَة الحُسنی»ست صراط سیرِ الیاللهِ مصطفی، مولاست که سیر اَنـفـُسی او به نون اَنـفـُسَـناست امـام هـشـتم ما مـسـتـند به قـرآن گـفـت مباهـلـهست که اوج فـضـایل مـولاست نبی کنار علی «شاهِدٍ وَ مَشهُـود» است خدا گواه، که «یـتـْلُـوهُ شاهِدٌ» گـویاست کسی که این دو یکی دید، چشم او روشن کسی که حرف خدا را نخواند نابیناست علیست جان کـلام خـدا به «اَنـفـُسَـنا» قسم به جان محمد «نِـساءَنا» زهـراست سـزاست جان نـبـی جـانـشـیـن او باشد به جان او، که خلافت برای غیر، خطاست بـیـا کـنـار مـسـیـحـا بـه وادی نـجــران ببـین که اوج تـجـلای پنج تن اینجاست مــبــاهــلـه ثــمــر «إِنَّــمَــا یـرِیـدُ الله» مـبـاهـلـه سـنـد محـکـم حـدیث کساست علی «لِیذهِبَ عَـنكُم»، علی «یطَهِّـرَكُم» عـلی به آیـۀ تـطـهـیـر غـایت تـقـواست علی به دوش نبی یا نبی به دوش علی؟ خلیل بتشکن کعبه اوست یا طاهاست؟ عـلی دعـای سـریع الاجـابـه میخـواند دمی که ذکـر لب او نـدای یازهـراست علیست کفو بتول و علیست نفس رسول علی به کل رسـولان ولایـتـش اولاست تــــرابِ مَـــقـــدم او تـــاجِ عـــزت آدم سـحـاب رحـمت او سـایـۀ سر حواست عـلی مـدرس ادریـس در کـتـابت وحی علی به کرسی تدریس، «عَلَّمَ الاَسما»ست همین که کشتی نوح «اسْتَوَتْ عَلَى الجُودِیّ» ندا رسید عـلی کـشـتی نـجـات شماست زمــــان زمــــزمــــۀ لا اِلـــهَ اِلّا اَنــت علی اجـابت یونس به ظلـمت دریـاست علی تـکـلـم طـور و عـلـی تـرنـم وحی علی تـجـسـم نـور و عـلی یَد بیضاست بـه ذکـر او زکــریــا شـده مـسـیـحــادم نـسیـمی از نـفـحات حسین او یحـیاست قـسـم بـه آیـۀ «اِقْــرَأ وَ رَبّـُكَ الأَكـرَم» عـلی کرامت قـرآن و معجـز طاهاست چه آیـه از «لَـعَـلِیٌّ حَـكـِیـم» محکـمتـر؟ عـلی صـریحتـرین آیـۀ کـتـاب خداست علی علی و؛ علی عالی و؛ علی اعلاست به مصحف کلمات خدا «هِیَ العُلیا»ست قـیـاس خلـق خـدا با عـلـی، مَـعَالفـارق که «لا یقـاسُ بِـنا» از مناقب مولاست گواه ما «أَ جَعَـلـتُم سِـقَـایةَ الحَاج» است مقام ساقی کـوثـر فـراتـر از اینهـاست چرا مـقـایـسه؟ «لا یـسـتَـوُونَ عِـنـدَالله» که آیه آیۀ قـرآن به فـضل او گـویاست علی رسیده به قرآن به «أَعـظَمُ دَرَجَه» علی در این همه آیات، آیت عظمیست اگر هـزار پـیـمـبـر بـه مـدحـت حـیـدر یکی هزار روایت بـیـان کـنـند رواست علیست سورۀ نصر و به عصر بیمانند علیست سورۀ فتح و به دهر بیهمتاست دمـی کـه حـیـدر کــرار، تــیـغ بـردارد فقط فرار در آن عرصه، چارۀ اعداست زمــان غــرش «الله اکــبــر» حــیــدر ملک به حیرت از آن حملههای رعدآساست عـلی عـذاب «أَعِـدُّوا لَـهُـم» عـلیه عـدو علی به فـرق ستم تـیغ انـتـقـام خـداست کـنــنـدۀ در خــیـبــر، کـشـنـدۀ مـرحـب که نام او رجز فـتح مسجدالاقـصیست چه آیهها که مرادش فقط خلافت اوست چه سورهها که گـواه شرافـت مولاست بـبـین خـلافت او را به سـورۀ اعـراف دلـیـل محـکـم مـا آیـۀ «وَ واعَـدنـا»ست علی خلیفه به حکم حدیث منزلت است اگرچه منـزلـت او فـراتر از مـوساست علی به منـزلۀ سر به پـیکـر طاهـاست علی به پیکرۀ وحی، روح ما یوحیست علی نصیر و وزیر و مشیر خـتم رسل علی امیر و نذیر و بـشیر خلق خداست امـام اوست که در دورۀ حکـومـت هـم انیـس با ضـعـفـا و رفـیـق با فـقـراست نوازشش به سر و روی غنچههای یتیم شمیم روحفـزا و نـسیم عـقـدهگـشـاست علی به پـیـرهـن سـادهای قـنـاعت کرد لباس خوبترش را برای قنبر خواست علی به آیـۀ «ایّـاکَ نَـعـبـُـدُ» عـبد است برای شیعه به «ایّاکَ نَستَعین» مولاست علی امیر «اُولُوالاَمر» در «اَطیعُوا الله» ولی به «مَن یطِعِ الله» او مطیع خداست خوشا کسی که ملبس به جامۀ تقـواست بدین لباس مقـدس، به محضر مولاست بیـا به محـضـر مـولا بـخـوان امـینالله که او امین خـدا و امـان خـلـق خداست در آن حرم «اَرِنِی الطَّلعَةَ الرَّشیده» بخوان ولی عصر، شب و روز زائر مولاست بیا به ساحت قـدسـش به ذکر «مُـولَـعَـةً بِذِكرِکَ وَ دُعاَئِک» که او مجیب دعاست «عَلی الأَطائِبِ مِن أَهلِ بَیت» ندبه کنید اگر که خون رَوَد از چشم جن و انس، رواست به «قُل اَعوذُ بِرَبِّ الفَلَق» بیا به نجـف حریم امن تو «مِن شَرِّ ما خَلَق» آنجاست بیـا و دل به دعـای صـبـاح او بـسـپـار علی زمان مناجات «سامِعُالنَّجوی»ست صباح، وقـت مـنـاجـات بـا امـام زمـان صباح، فرصت تجدید عهد با مولاست به گریه هر شب جمعه دعای خضر بخوان که قطره قطرۀ اشک تو رشک آب بقاست به هر «مَدَدتُ یَدِی» خواندهام علی مددی همیشه و همهجا دیدهام به دست خداست به نخـل مـیـثـم او سـازگـار شد طـبـعـم حلاوت همهابـیات من از آن خرماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
علی فصل شروع هرچه عشق است عـلی سرمـشق بانـوی دمشق است علی هر لحظهاش صد کهکشان است امیـر و لـنگـر هـفـت آسـمـان است علی خـورشـیـد تـابـان زمـین است فقـط حـیدر، امـیـرالـمـؤمـنین است علی امضای رحمان و رحیم است علی یعـنی صراط المـستـقـیم است عـلـی در اوج مـانـند سـهـیـل است علی چـشـمان گـریـان کـمـیل است علی دلبر عـلی عـشق و علاقهست عـلی رهبر، علی نهـج البلاغهست عـلی شـمـشیر بران و حکـیم است علی هـمـبـازی شـهـری یـتیم است عـلـی در داوری مـانـنـد مـاه است علی پاکیزه از رجس و گـناه است علی شمع است شمعی جاودانسوز عـلـی پـروانـۀ شـیـعـه شب و روز عـلـی پـرودگـار سـعـی و کـارست عـلـی هـمدوش تـیـغ ذوالـفـقـارست علی همراز شب با گوش چاه است عـلـی در آسـمـانهـا پـادشـاه اسـت علی انـدازه و قـدرش زمـین نیست زمـین جـای امـیـر المـؤمنین نیست عـلی مـوسـیـقی رقـص وجـودست عـلـی سـالار سـبـز هر سـرودست علی سـقـای حوض سلـسـبیل است علی مافـوق شخص جـبرییل است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
آئـیــنــۀ تـمـام نـمــایِ خــدا عــلـیسـت نقـشی که زد رقـم، قـلـمِ ابتدا، علیست دسـتِ خـدا، زبـان خـدا، صـورت خـدا در بـنـدگـیـش، بـنـدۀ بیانـتـهـا علیست جان رسـول و لحـم رسول و دم رسول شیـر خـدا و شیر رسـولِ خـدا علیست بعد از نـبـی به هر زن و مرد مـؤمـنی مولا علی، امام عـلی، مـقـتـدا علیست ذکر عـلـی به وقت دعـا یا محـمد است ذکر نـبـی به درگه معـبـود یا عـلیست مـولایِ دیگـران، دگـری بود و دیگری یا رب گواه باش که مولایِ ما علیست زیـبـاتـریـن دعـا بـه لـب شـیـعـۀ عـلـی یا مصطـفی محـمدُ یا مرتضی علیست دانـید جای شیـعه به روز جزا کجاست سوگند میخورم به خدا هر کجا علیست نفس رسول، آنکه به جای رسول خفت تا جان کند به راهِ پیامـبر فـدا، علیست دشـمن به دشـمـنی خود اقـرار میکـنـد مردی که داشت بازویِ خیبرگشا علیست بـــســم اللَه کـــتــابِ خــداونــدگـــار را هرکس که با علیست بداند که "با" علیست چشم خدا، قـسیم جحیم و جنان به حشر دست خدا و لنگر ارض و سما علیست تنزیل و نور و مریم و طاها و مؤمنون یاسین و توبه و زُمر و هلاتی علیست گـفـتـم دعـا کـنم که نـگـاهی به ما کـنـد دیدم که استجابت و ذکر و دعا علیست بر حـشـر چون لـوایِ خـدا سـایه افکـند گردد عیان به خلق که صاحب لوا علیست آن بـتشکـن کـه در حـرم ذاتِ کـبـریـا بگذاشت جایِ دست خداوند پا علیست در « انّــمــا ولـیـکـمُ الله » ســیــر کـن تا بنـگـری ولی دگـرانـند، یا عـلیست؟ روزِ غـدیـر گـفت نـبـی در غـدیـر خـم یا رب تو باش ناصر هرکس که با علیست آن کس که از ولادت خود تا شـهـادتش یک لحظه دل نداد به دست هوا علیست این قول شافعیست که در شعر ناب خود گفتا مرا علیست خدا، یا خدا علیست؟ میثم! هنوز صوت پیامبر رسد به گوش فـریـاد میزنـد که امـام شـما عـلـیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
از چشمهسار عرفان هركس وضو ندارد در سجـدهگاه عـشقـت آبی به رو ندارد گر نیسـت آشـنـایت سـرگـشـتـه ولایت دل نیست دل به جانت جان میل او ندارد شب تا سحر نخـفـتـم با مـاه راز گـفـتم چشمم به دور هجران با خواب خو ندارد از اشك پـرورانـدم در دل گل خـیالـت این آب را طـبیعـت در هیچ جـو ندارد با گـل، گـل خـیـالـت تا روبـرو نمـودم گل شد خجل كه با تو او رنگ و بو ندارد از یك نگاه چـشمت مـسـتند عـاشـقانت ساقی نگر كه در كف جام و سبو ندارد هر كس كـند حـدیـثی از دلبری ولیكن جـز با خـیال رویت دل گـفـتگـو ندارد جـویند عـاشـقـانت از هر دری نشانت هستی تو در دل من این جستجو ندارد رو تافتی ز گلشن با سرو گفت سوسن از پشت سر ببینش «گل پشت و رو» ندارد در سینه محبان بس رازها نهـفته است عشق است این، كه گوید راز مگو ندارد هر ذره از وجـودم نالد ز درد هجران این نالـههای سوزان نی در گـلو ندارد خورشید هر سحرگه آید به پای بـوسی مه نیز در شب آید كاو روز، رو ندارد دردی كه از تو آید هرگـز دوا نخواهد زخـمی كه از تو باشد میل رفـو ندارد گردون شبیه حسنت در شش جهت نیابد گیـتـی مثـال رویت در چـارسـو ندارد گر نیستی تو جانان جان دلبری نجوید ور نیست شوق وصلت دل آرزو ندارد دلـداده جـمـالـت دیــدار گـل نـخــواهـد زیباست گل ولیكن آن روی و مو ندارد هر چند نغمهخوان شد دورش به سر نیامد دل در محـیط عـشقـت اقـبال قـو ندارد محرم نه در حریمت ای كعـبۀ حقـیقت از چشمۀ بصیرت هر كس وضو ندارد گوی سبق ز «عابد» خواهد رقیب بردن خالیست عرصه امّا چوگان و گو ندارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
علیست مرغ حق و کعبه آشیانۀ اوست حریم عشق، پُر از دلنشین ترانۀ اوست پس از گذشت زمانها هنوز گوش بشر به نغمههای دل انگیز و عاشقانۀ اوست زلال چـشـمۀ زمزم کجا و اشک علی صفای این حرم از گـریۀ شبانۀ اوست عـلیست مَـحـرم اسـرار ربّ بیهـمتا کـلـیـددار عـطابخش هر خزانۀ اوست وسـیـلـۀ کـرم ذات حــق، یــدالله اسـت خدای هرچه ببخشد، علی بهانۀ اوست عـلـی بـه پـلـۀ آخـر رسـیـد در ایـمـان نبی سر است و علی پای تا به شانۀ اوست عـلیست فـرد نـمـودار خـلـقـت کـامل که عقل در عجب از خالق یگانۀ اوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
بـنا شدهست زمین و زمان به نام عـلی گرفته است قوام این جهان به نام علی برای اینکه مُشخّص شود عـیـار دقـیق شدند خَـلـق خـدا، امـتحـان به نام عـلی به دفتر ازلیّت به کِلْـکِ قـدرتِ خویش نوشته رب، همه کون و مکان؛ به نام علی همـیـشـه محـوِ تمـاشـای آسـمـانهـائـیم که بوده رونقِ هفت آسمان به نام علی به احتـرام عـلـی بـسـتـه شد درِ دوزخ گـشوده شـد درِ بـاغ جَـنـان به نام علی نـشـانـهایست برای حـلال زادگـیاش همین که طفـل گُشاید زبان به نام علی چگونه نام کسی جز علیست بر لب او؟ کسی که خورد چو ما آب و نان به نام علی دُرست با وسطِ خـال میکـند برخـورد همین که تیـر پَرَد از کمان به نام علی بـگـو کـه أشــهــدُ أنّ عـلـی، ولــیُّ الله گرفته چونکه هُـویّت اَذان، به نام علی به ترس و جبر نبودهست، واقعاً قلبیست ارادت هـمـۀ شـیـعـیــان بـه نـام عــلـی سِزد ز چوبـۀ دارش رُطب به بـار آید که داده میـثـم تمّـار، جـان به نام عـلی دعا کنید! که روزی وقوع خواهد یافت ظهور حضرت صاحب زمان به نام علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای انـعــکـاس آیــنـۀ هـل اتـی، عـلــی زیـباتـرین مسیـر جـهـان تا خـدا، علی انگـشترت چه کرد که حتی بهشت هم زانو زدهست نزد تو چون بیـنوا، علی انگار نبـض من صد و ده بـار میبرد در هر دقیقه نام تو را «مرتضی علی» با کیـسههای نـور که بر دوش داشـتی سـر میزدی به خـانـۀ آئـیـنـههـا عـلی آن شب شهادت آمد و با اشتـیاق گـفت من نیـز رستـگـار شـدم با تو یا عـلـی فرقی میان اکـبر و اصغـر نبوده است هر دفعه ریخت خون تو در کربلا، علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نه فقط خلیل، تبر به کف به مصاف بتکده یاعلی نه فقط کلیم، عصا به دست، میان شعبده یاعلی به رکوع آیۀ إنّما، به وفای سورۀ هلأتی به حدیث قدسی لافتی، که خدا صدا زده یاعلی! نه کسی شبیه تو تا ابد، که یَکن لکَ کفواً أحد نه کسی شبیه تو از ازل، به جهان نیامده یاعلی! به شهادتِ أرِنی قسم، به فمَن یمُت یرَنی قسم که ز هرطرف به تو میرسم به یکی مشاهده یاعلی! چه مباهله است و غدیر خم؟ وَ نساءَنا وَ نساءَکم که تمامِ فاطمه یکصدا همه یاعلی شده یاعلی! تو همانکه فاتح خیبری، تو همانکه ساقی کوثری که بدون اینهمه دلبری، دو جهان چه فایِده یاعلی! پسر عدالتِ مرتضی، همه اولیا، همه انبیا لِترابِ مقدمِه الفِدا، تو بشارتش بده یاعلی! ضربان میکده یاحسین و سکوت میکده یاحسن صلوات میکده یامحمّد و ذکر میکده یاعلی!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام
کی میشـود شـبـیـهِ تو پـیدا؟ علی علی بعد از تو خاک بر سر دنـیا، علی علی دستِ حق و زبانِ حق و چشمِ حق، بهحق آئـیــنـۀ خـدای تــعــالـی، عــلـی عــلـی نامـت دوای درد و کـلامـت شـفـای دل استـادِ ذو فـنـونِ مـسـیـحـا، عـلـی عـلی شاهینِ تـیـز بـیـنِ تـرازوی خـیر و شر فرمانروای مـحـشـرِ کـبری، علی علی پیرِ خرد بـدایـه به نـامِ تو کرد و گفت: حقِّ مـبـرهـن است هـمـانا عـلی، عـلی آموزگارِ عـشـق گـریـبان درید و گفت: دردا و حـسـرتـا و دریـغـا عـلی، عـلی شیخان و زاهـدان و فـقـیهان و مـفـتیان حق حق عـلی علی، یا مـولا علی علی یک شمّه از کلامِ تو شد چشمه، موج موج یک چشمه از سکوتِ تو دریا، علی علی دنیا هـنـوز نــام تـو را مـیبَــرد مــدام دنیا هـنـوز مـحـو تـمـاشـا: عـلی، عـلی دنیا هنوز تـشنۀ شـمـشـیرِ عـدلِ توست آن تـلختـرْ شـرابِ گـوارا، عـلـی عـلـی دیگر علی ندید به خود خاک و، دید اگر پیش از تو بود حضرت زهرا علی، علی یکچند بود حـضـرت زهـرا انـیس تو یکعمر... آه، تـنـهـا تـنـهـا عـلی عـلی دستِ عـقـیل سوخت که گـویند دشمنان «با دوست هم نکرد مدارا علی»، علی گفتیم «در نمازش...» گفتند «در نماز؟ او هم نماز میخواند آیا؟ علی؟ علی؟» یاران و زهرِ غَدر، شیاطین و تیغِ کین ای زخـمخـورده از هـمۀ ما، علی علی بیراهه است و ظلمت، بیراهه است و ظلم بانگی بزن به خـیل رعـایـا، علی علی ما ماندهایم و معرکه، ما مـاندهایم و تیغ ما ماندهایم و صف به صف اعدا، علی علی من با زبـان خـاک چگونه بخـوانـمـت؟ بـالانـشـیــنِ عــالـمِ بـالا، عــلـی عــلـی دنیای بـیتـو تـودۀ خـاکـیست بـیخـدا بعد از تو خاک بر سرِ دنـیا، علی علی تنها، غـریـب، تـنـهـا، حـتـی مـیـانِ مـا حتی در این مـراسـمِ احـیـا، عـلی علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ای علی مرتضی! تو مظهر ذات خدایی ما سِوَی اللّهاند ظلّ تو، تو ظلّ کبریایی غیب مطلق شد زِ مشکاتِ رُخَت بی پرده ظاهر آری ای مِرآت ایزد! پای تا سر حقنمایی عقل چون سنجد مدیحت؟ زان که تو عین مدیحی فهم چون گوید ثنایت؟ زان که تو عین ثنایی هم تو اوّل، هم تو آخر، هم تو باطن، هم تو ظاهر هم تو غالب، هم تو قاهر؛ مُبتَدا و مُنتهایی سالکان حقطلب را در طریقت دستگیری عارفانِ رازدان را در حـقیقت پیشوایی بی کسان را مُستجاری، بی قراران را قراری بیدلان را غمگساری، دردمندان را دوایی جوهر عدلی و احسان، معدن علمی و ایمان منـبع نـوری و برهـان، پـادشاه لافـتایی جُز تو نگْشاید دگر کس عُقَده از کار خلایق در جهان تنها تو ای دست خدا مشکلگشایی در نماز از مرحمت انگشتری دادی به سائل تو ولی مـؤمـنـین شاها به نَـصِّ اِنّـمایی مخزن اسرار مکـنونی و گنجور حقایق قَدْر بخشای قَدَر، فرمانده حکـم قضایی محرم اسرار غیبی در مقامِ «لی مَعَ اللّه» هـمـنـشـین احـمـد مُخـتار در بزم دنایی قطرهام من قطره آخر وسعت دریا چه سنجد؟ تُو یمِ فضل و محیط جود و دریای سخایی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
فراتر است، از ادراک ما حقیقت ذاتش کسی که آیـنۀ ذات کـبریـاست صفـاتش کسی که وحی به شوق کتابتش شده نازل که خطّ کـوفـی او بوده زینت کـلـماتش کسی که خطبۀ غرّاست واژه واژه سکوتش کسی که حجت بحث ولایت است زکاتش کسی که شیفـتۀ نامههای اوست بلاغت کسی که چشمۀ جوشان حکمت است دواتش علیست او که زمین مفتخر شده به حضورش علیست او که زمان معتبر شده به حیاتش علیست معنی حیّ علی الصلاة من و تو علی کسیست که میزان سنجش است صلاتش هرآنچه اشک به دامان چاه ریخت شبانه بدل به درّ نجـف شد یکـایک قـطراتش علی معادل عدل است آن عدالت دلخواه بگو به دهر که تنها علیست راه نجاتش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
چه در هیبت، چه در غیرت، چه در عشق، اولین هستی میان بهـترین اولاد آدم، بهـتـرین هستی جهان عمریست درماندهست در تردید و شک، اما تو خود عینالیقین، روحالیقین، حقالیقین هستی من از فتحِ درِ خیبر به دستان تو فهمیدم که تو دست توانمند خدا در آستین هستی سرِ در چاه را باور کنم یا ذوالفقارت را؟ که گاهی آنچنان هستی و گاهی اینچنین هستی بگو از استخوان در گلو، از خار در چشمت که پُر از خطبههای ناتمام آتشین هستی بگو چشم نبی روشن، بگو چشم حسودان کور برای فاطمه تنها تو در عالم قرین هستی از آن روزی که چشمم باز شد، در گوش من خواندند: «که تو تا لحظۀ آخر، امیرالمؤمنین هستی»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شبهای قدر
آیت الله است یعنی آیت عظمای ماست جلـوۀ اعـلا برای ربّی الاعـلای ماست سربه زیری کردهایم و سربلندی میکنیم زیردستیم و امیرالمؤمنین بالای ماست دور دنـیـا گـشـتن ما را خلایق دیـدهاند در نجف چرخی زدیم آخر نجف دنیای ماست ما کـنـار چـاههـای آب کـوفـه مـانـدهایم هرکجا جا پای مولا هست آنجا جای ماست والدینی شیعه دارم که نظیرش نیست نیست حضرت زهراست مادر، مرتضی بابای ماست پادشاه کشوری بود و عـبایش کهنه بود این که زهدش هم شده ضرب المثل، آقای ماست آبـروداری مـا بی آبـروهـا پـای اوست تا قیامت نوکری کردن برایش پای ماست قدر ما یعنی علی، تقدیر ما یعنی حسین یاحسین و یا علی ذکرِ شب احیای ماست با دهان روزه از او کربلا را خواستیم شوق یک کرببلا رفتن دراین دلهای ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
هر نـصر من الله به شـمشـیر علی بود هر فتح قریب از دل چون شیر علی بود در خیبر و بدرش همه یکپارچه گفتند: پـیـروزی اسـلام به شـمـشیر علی بود آن رعـشه که بر کاخ معـاویه درافـتاد پیداست که از نعـرۀ تـکـبـیر عـلی بود در سینه اگر بغض علی داشت عجب نیست چون سـیـنۀ دشمن هـدف تیر علی بود یک قـوم در اندیـشـۀ تحـقـیر علی بود یک طایفه مشغول به تکـفـیر علی بود گـفـتـند و نمـانـدنـد ولی نـام عـلی ماند الحق که عـلی شاهـد تکـثـیر عـلی بود حتی به سکـوتش کمر تـفـرقـه خـم شد این وحدت ما حاصل تـدبـیر عـلی بود صد رنگ عوض کرد بشر در طی ایام تـاریخ کجا شـاهـد تـغـیـیر عـلـی بود؟ فرمود که دوزخ چه بسا خـلـق نمیشد در هر دل اگر مهـر فـراگـیر علی بود پـیـغــمـبـر مـا آیـنـۀ حـسـن خــدا بــود در آیـنـه هر آیـنـه تـصـویـر عـلی بود هنگام سحر فـاطمه بر منـبری از نور با یـازده آئـیـنـه به تـفـسـیـر عـلـی بود از خـاک نجـف شـاخـۀ انگـور بـر آمد این معـجـزۀ تاک به اکـسـیر عـلی بود ایوان نجـف! هان تو شهادت بده فـردا این دل همۀ عمر به تـسخـیر علی بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و توصف نهج البلاغه
دارد از جایی بشارتهای پنهـان میدهد بیـشـتر نهـج البـلاغـه بوی قـرآن میدهد عروة الوثقیست «بسم الله الرحمن الرحیم» هرچه کم داری بخواه از او، به قرآن میدهد این اگر «جناتُ تجری تحتها الانهار» نیست پس چرا یک جرعه از آن مرده را جان میدهد چـشم میبـنـدم میان بـارش رحـمـانیاش سطر سطر آیههایش بـوی باران میدهد بعد قـرآنـش خـدا با «هـذهِ عَـذبٌ فرات» جامی از این میچشاند جامی از آن میدهد این همان ذکر است یعنی «نحنُ نزّلنا علی» تا کـتـاب الله نـاطـق را به انـسان میدهد گوش کن فریاد «اُوصیکِم بِتَقوَی الله» را دردها را با همین یک نسخه درمان میدهد آخرت جای خودش مردم، ولی هر حکمتش کار دنـیـای شـما را نیـز سـامـان میدهد مالک اشتر علی را خوب میفهمد نه ما او که با سر پای فرمان علی جان میدهد مکتب عشق است و شاگردی یک درس علی منصب «سَلمانُ مِنّا» را به سلمان میدهد جرج جرداق مسیحی هم حواری علیست این مسیحی با علی بوی مسلمان میدهد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
شکرخدا که دست خدا دستگیر ماست لایـقتـرین خـلـیـفـۀ عـالَـم امیر ماست گیرم که دیگران همه سویی دگر روند راه عـلیِ عـالـیِ اعـلا، مـسـیر ماست راهیکه میرسد به حقیقت، به عاشقی راهِ امـام مـنـتـخـب بینـظـیـر مـاسـت خاکیم، خاک مَقـدم پُر فـیض بـوتراب در این مقام، مهر فروزان حقیر ماست در فکر چیست آدم کج فهم حق ستیز؟! روشنترین چراغ هدایت غدیر ماست خَـنـدق عـلی و بَـدر عـلی و اُحد علی فـتح الـفـتـوح، کار امـیر دلـیـر ماست نورش فـروغ روشنِ شبهای کائنات یادش شروع رویش گل در کویر ماست تـا عـالَـمـی بـه نـام عــلـی آشـنـا شـود نامش مدام ذکر صغـیر و کبیر ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
روز و شب بر لب خود آیۀ لبخندی داشت در فـراوانی غمها دل خرسندی داشت عـرش از روز ازل خـانۀ او بود ولی در شگفتیم که با خاک چه پیوندی داشت از دَرِ قلعه بپرسید، خودش خواهد گفت فاتح قـلعه چه بازوی تنـومـندی داشت شرط توحیدِ حقیقیست ارادت به علی هر که شد بندۀ مولا چه خداوندی داشت مادرم در شُرُف مرگ فقط گفت: علی پدرم موقع مُردن به لبـش پـندی داشت که به این طایفه در هر دو جهان راغب باش پـسـرم! طالـبِ فـرزنـد ابـوطالـب باش
: امتیاز
|